http://armanshahropenasia.wordpress.com/%d8%a7%d9%86%d8%aa%d8%b4%d8%a7%d8%b1%d8%a7%d8%aa-%d8%a2%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%b4%d9%87%d8%b1/%d9%be%d8%b1-%d8%b3%db%8c%d9%85%d8%b1%d8%ba%d8%9b-%d8%a7%d8%b2-%d8%aa%d9%84%d8%a7%d8%b4-%d8%ac%d9%85%d8%b9%db%8c-%d8%aa%d8%a7-%d8%ad%d8%a7%d9%81%d8%b8%d9%87-%d8%ac%d9%85%d8%b9%db%8c/
http://armanshahropenasia.wordpress.com/%d8%a7%d9%86%d8%aa%d8%b4%d8%a7%d8%b1%d8%a7%d8%aa-%d8%a2%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%b4%d9%87%d8%b1/%d9%86%d8%b3%d8%ae%d9%87-%d8%a7%d9%86%da%af%d9%84%db%8c%d8%b3%db%8c-%d9%be%d8%b1-%d8%b3%db%8c%d9%85%d8%b1%d8%ba%d8%9b-simorgh-the-thirty-wise-birds/
1- کتاب پر سیمرغ گزیده ای از شعرهای رسیده با دبیرخانه جشنواره.
2- مجموعه ای از شعرهای رسیده به دبیرخانه به زبان انگلیسی ترجمه شده و همراه با آلبوم عکسی منتشر شده است.
3- کتابی با عنوان قصه های سیمرغ تعدادی از داستان های رسیده به این جشنواره را منتشر کرده است.
در طول این مدت چندین و چند برنامه نیز با موضوع این جشنواره برگزار شد که گزارش تعدادی از این برنامه ها که بر اساس شعرها و مطالب رسیده به دبیرخانه ارایه گردید در همین وبلاگ آمده است.
نتیجه نهایی و برنامه پایانی اولین دور این جشنواره به زودی اعلام خواهد شد.
گزیده داستان
انتشارات آرمان شهر در ادامه انتشار سلسله ادبی "سیمرغ" قصه های سیمرغ را منتشر کرده است. قصه های سیمرغ که گزیده ای است از داستانهایی که به جشنواره ادبی جایزه سیمرغ ارسال شده بود، روایت زندگی انسانهایی است که نه تنها جنگ خانه ها و شهرهای شان را نابود کرده است بلکه روح و روان شان نیز زخم هایی عمیق برداشته است. این کتاب قصه آدمهایی است که می کشند و کشته می شوند حتی اگر نگران قوت روزانه مورچه های حویلی شان نیز باشند. این داستان ها روایت از هم گسیختن روح، آزادی، اخلاق و انسانیت در جامعه انسانی در شرایط جنگی هستند.
لازم نیست که همه در جنگ شرکت کرده باشند تا بدانند که جنگ خانمان سوز و ویرانگر است. این را از خواندن قصه های سیمرغ می توان فهمید چرا که این قصه ها را جوانانی روایت می کنند که خود بازیگر جنگ نبودند اما آن را خوب می فهمند. این داستان ها آیینه نسلی است که به جنگ، خشونت، و جهان از دریچه تفنگ دیدن "نه" می گوید.
در این مجموعه داستان هایی با عنوان سنگ مفت، گنجشک مفت... از امان پویامک، زن از اسما حسینی، ماه مثله از غلام رضای صفار، قبرستان از فاطمه کرمی و جنگ بود دیگر از حسین شکر بیگی آمده است.
این کتاب 86 صفحه ای، تابستان1390 در 1000 جلد از سوی انتشارات آرمان شهر در اختیار علاقمندان قرار گرفته است. پیشتر نیز کتابهای "پرسیمرغ" و "سیمرغ، سی مرغ فرزانه" گزیده اشعار جشنواره ادبی جایزه سیمرغ از سوی همین ناشر منتشر شده است.
"پَر سیمرغ" برگزیده شعرهای جایزه صلح سیمرغ است که در پاییز 1389 توسط انتشارات آرمان شهر به نشر رسیده است.
این کتاب با 3000 تیراژ شعرهای شاعرانی از کشورهای افغانستان، ایران و تاجیکستان را در بر دارد.
جایزه صلح سیمرغ جایزه ای ادبی است که فراخوان آن در 24/6/1388 ارایه گردید و در آن از شاعران و نویسندگان فارسی زبان خواسته شده بود تا آن دسته از آثارشان را که در مورد نفی جنگ، خشونت، نظامی گری و شکنجه است را برای شرکت در این جایزه ادبی ارسال کنند که خوشبختانه حدود یک هزار اثر از چهارگوشه دنیای فارسی زبانان به دبیرخانه این جشنواره رسید. این آثار برعلاوه این که در قالب های مختلف شعر فارسی سروده شده است نثرهایی را نیز به همراه دارد. نثرهایی که از داستان شروع کنیم تا قطعه ادبی نمونه هایی را در خود دارد.
کتاب حاضر برگزیده شعرهای این جشنواره است که در 180 صفحه و به زبان فارسی منتشر شده است. قرار است گزیده ای از این کتاب به زودی به زبان انگلیسی نیز توسط همین انتشارات به نشر برسد.
آثاری که در این کتاب گنجانده شده از بین شعرهای شاعران شرکت کننده در این جشنواره است که برعلاوه قوت ادبی با موضوع جایزه صلح سیمرغ نیز همخوانی داشتند.
انتشارات آرمان شهر بر این باور است که نشر این کتاب و کتاب هایی از این دست با توجه به تاریخ پر و فراز و نشیب و شفاهی کشوری مانند افغانستان می تواند کمک شایانی به جمع آوری حافظه جمعی بکند. جمع آوری شعرها، خاطرها و نوشته هایی از بین شاعران و نویسندگانی که در متن جامعه زندگی می کنند در واقع بازتاب دهنده اوضاع و احوال آن جامعه در گذشته و امروز است.
در مقدمه کتاب پر سیمرغ آمده است "اما چه کنیم تا با جمع آوری حافظه های فردی به حافظه جمعی دست پیدا کنیم؟ همان حافظه ای که اشتراکیست و سینه به سینه انتقال می یابد و به یک تجربه دسته جمعی و چند صدا مبدل می شود. چه کنیم که خود بتوانیم در انتخاب این که چه چیزی را پاس می داریم و چه چیزی به دست فراموشی سپرده می شود نقش ایفا کنیم. در جغرافیایی که جنگ فرهنگش را محاوره ای ساخته می خواستیم فراتر از رنج های روزمره میراث خود را صاحب شویم. همه این دغدغه ها دست به دست هم داد تا فکر راه اندازی جایزه ای به نام جایزه صلح سیمرغ شکل بگیرد. در ادبیاتی که همواره از عدالت، انسانیت و هنرمندی ذاتی انسان ها دفاع کرده است و در خدمت این مفاهیم و مفاهیمی مانند این ها بوده است سیمرغ بهانه ای بود تا صدای مردم یکی شود. "
65مین برنامه گفتگوی بنیاد آرمان شهر تحت عنوان "بازخوانی حافظه جمعی و معرفی کتاب پر سیمرغ" روز 23 قوس برابر با 14 دسامبر و در قالب مجموعه برنامه های هفته حقوق بشربرای قربانیان در مرکز فرهنگی فرانسه در کابل برگزار شد. در این برنامه که بیش از 130 نفر از اهالی دانشگاه، جامعه مدنی و فعالان اجتماعی و حقوق زن در آن شرکت کرده بودند، آقایان کاظم یزدانی (تاریخ نگار)، اسد بودا (استاد جامعه شناسی و پژوهش گر) و شیوا شرق (روزنامه نگار و دانشجوی کارشناسی ارشد رشته ادبیات) سخنرانی کردند.
در ابتدای این برنامه آقای روح الامین امینی به مناسبت چاپ کتاب پر سیمرغ از انتشارات آرمان شهر به معرفی این کتاب پرداخت و گفت: مجموعه ای که پیش رو دارید منتخب آثاری است که از 4 گوشه دنیا، طی فراخوانی به مناسبت روز صلح گرد آوری شده است. محور اصلی برگزاری جشنواره صلح سیمرغ بازخوانی حافظه جمعی است و آثاری که به دبیرخانه جشنواره ارسال شد همه دارای مضامین نفرت از جنگ، نفی خشونت، قربانیان جنگ و ستایش صلح بوده است. از طرفی مکتوب نمودن حافظه شفاهی و تاریخ شفاهی این سرزمین هدف دیگری بوده است که خواسته ایم از طریق سیمرغ به آن دست یازیم. واقعیتهایی که جامعه با آن روبه رو بوده است به دلیل سلطه حکومتهای استبدادی و دیکتاتوری هرگز در تاریخ رسمی کشور انعکاس نیافته است. تاریخ رسمی در مقابل درد و رنجی که مردم در دهه های متمادی استبداد، جنگ و مهاجرت با آن رو به رو بوده اند، سکوت کرده است. این بود که ما بر آن شدیم تا قسمتهایی از حرفهای دل مردم را از زبان شاعران و نویسندگانی که در میان این مردم زندگی کرده اند و با درد و رنج مردم از نزدیک آشنا هستند، جمع آوری کنیم و در یک کتاب چاپ کنیم. خوشبختانه کتاب پر سیمرغ که دربردارنده قسمتی از شعرهایی است که به دبیرخانه جشنواره رسیده، منتشر شده و الان در اختیار شما عزیزان قرار گرفته است. نسخه دیگری از این کتاب که در واقع نسخه نفیس انگلیسی- دری برخی از اشعار خواهد بود هم به زودی منتشر خواهد شد. ما تصمیم گرفتیم با انتشار این اشعار به زبان انگلیسی در واقع به جامعه بین المللی هم بگوییم که مردم ما چه می اندیشند؟ چقدر از جنگ نفرت دارند و به این زبان به آنها بگوییم که ما خیلی از حرفها را می فهمیم اگر مجال گفتن داشته باشیم.
در ادامه برنامه آقای کاظم یزدانی با ارائه تعاریف مختلف از تاریخ، گفت: اهمیت آگاهی از تاریخ تا آن جایی است که انسان هر قدر هم که هوشمند باشد، نیمی از دستاوردهایش از تاریخ است. تاریخ هر ملت حافظه آن ملت است. مردمی که از فراز و نشیب های گذشته خود آگاه نباشد مانند کسی است که بر اثر تصادف یا ضربه همه چیز را فراموش کرده و حالا باید دفعتا همه چیز را از نو آغاز کند. ملتی که از گذشته خود آگاه نباشد، حوادث ناگوار و زیانبار تاریخی بارها و بارها برای آنها تکرار خواهد شد. ما حتی اگر امروز تنها به تاریخ 50 سال اخیر افغانستان با دیده عبرت نگاه کنیم درس های بسیار مفید خواهیم آموخت. چرا که تاریخ نتیجه عالی ترین تجارب را در اختیار انسان قرار می دهد. مطالعه تاریخ برای کسانی که خواهان تغییر جامعه به سوی ترقی، سعادت، عزت و سربلندی هستند، لازم و ضروری است.
اما بحثی که می خواهم در اینجا به آن بپردازم این است که چرا مردم افغانستان به تاریخ کم علاقه اند؟ این امر می تواند علل گوناگونی داشته باشد از جمله فقر عمومی و عدم قدرت خرید کتاب، کم سوادی و نا آگاهی مردم، کم توجهی و عدم علاقه رهبران سیاسی و دولتمردان به مطالعه تاریخ و غفلت رسانه ها و نشرات از اهمیت تاریخ. اما مهم ترین عامل بی علاقگی مردم به تاریخ در دل خود تاریخ افغانستان نهفته است و آن مساله تحریف، جعل، مسخ و یکسو نگری تاریخ افغانستان است. تاریخ رسمی ما از ابعاد گوناگون می تواند مورد نقد و ارزیابی قرار بگیرد که از آن جمله می توان به چند مورد اشاره نمود: 1- طبق کاوشهای باستانشانی این سرزمین از 50 هزار سال پیش محل سکونت انسانها بوده، اما تاریخ افغانستان حتی در مورد هویت ساکنان ماقبل آریایی یعنی باشندگان بومی این سرزمین نیز سیاست سکوت و خاموشی پیشه کرده است. 2- تاریخ مکتوب فعلی انباشته از تبعیض و یک سو نگری است و در آن تنها تاریخ اقوام حکومت گر انعکاس یافته است که آن هم انعکاس صحیح و همه جانبه نبوده است. در حالی که این کشور یک کشور کثیر الملیت است و همه آنها در تاریخ این سرزمین نقش آفرینی، فداکاری، ایثارگری و قهرمانی کرده اند، اما نامی از آنان دیده نمی شود. مثلا در جهاد میوند که نیروهای انگلیسی به شکست سختی دچار شدند، همه طوایف افغانستان در آن حضور داشتند و قهرمانی ها کردند اما تمام آن افتخارات آن به نام دوشیزه ملالی که امروز قهرمان ملی شناخته می شود، ختم می گردد. در حالی که نام این قهرمان ملی در زمان رژیم آل یحیی بر سر زبانها افتاد و پیش تر از آن در هیچ منبع تاریخی ذکری از او نشده است از جمله در کتاب الوقایه یا بحر القواعد یوسف ریاضی یا در سراج التواریخ که از منابع اولیه جهاد میوند می باشند هیچ کدام نامی از دوشیزه ملالی نبرده اند. در عوض قهرمانان دیگری مانند کرنیل شیر محمد خان هزاره که در تاریخ رسمی هیچ نامی از او برده نمی شود و یا هیچ مرکزی به نام او نامگذاری نمی شود. همینطور کتاب پُت خزانه یک کتاب جعلی است. چندین قهرمان موهوم مانند امیر کرور، شیخ پایمند، اسعد سوری و ... را خلق کرده که هیچ کدام از آنها وجود خارجی ندارد. 3- از طرفی دیگر سلسله های سلطنتی مانند لودیان و سوریان هند که هیچ ربطی به تاریخ این سرزمین ندارد فصلی از تاریخ افغانستان را به خود اختصاص داده اند اما تاریخ سلاطین شیبانی، جامی بیگ ها، اوزبک ها که در بلخ حکومت کرده اند و یا تاریخ سلاطین هزاره جات نادیده گرفته شده اند و هیچ ذکری از آنان در تاریخ رسمی افغانستان نشده است. بنابراین تاریخی که مملو از جعل و تحریف باشد، مورد علاقه کسی قرار نمی گیرد.
سخنران دوم برنامه آقای اسد بودا با اشاره به هفته قربانیان عنوان سخنرانی خود را فاجعه، فراموشی و بخشایش ذکر کرد و گفت من این عنوان را عمدا انتخاب کرده ام برای اینکه اشاره ای داشته باشم به آن نگاه های سطحی که به حوادث افغانستان دارد که به جای طرح مفاهیمی که در دنیای تفکر وجود دارد و به قضایای افغانستان ربط دارد و آنها را ریشه یابی می کند، مفاهیم کلیشه ای و دهن پرکنی از قبیل دموکراسی، حقوق بشر و ... مطرح می سازد که این مفاهیم نیز بسیار بد در اینجا مطرح شده اند. دومین دلیل من برای انتخاب این بحث پرداختن به نسبت تفکر و اخلاق است نه اخلاق انتزاعی و ملکوتی بلکه اخلاقی که درد و رنج انسان را به رسمیت می شناسد. مانند اندیشه تئودور آدرنو که اندیشه ای معطوف به قربانیان است.
او در ادامه با ارائه تعاریف از سه مفهوم یاد شده، گفت: همه ما با مفهوم و تعریف فاجعه آشنا هستیم. تاریخ افغانستان تاریخ خون و فاجعه است. از سیاست های سرزمین سوخته هوتکیان تا قتل عام های بسیار وحشتناک دوران عبدالرحمان خان که تمام بنیانهای فرهنگی و تاریخی کشور از بین رفت تا دوران سیاه کمونیست ها، مجاهدین و طالبان و تا الان که ویرانه های شهر کابل را می بینیم، همه حکایت از تاریخ فاجعه بار افغانستان دارد. اگر بپذیریم که تاریخ افغانستان یک تاریخ فاجعه بار است، پس در آن صورت مهم ترین مساله فکری ما چگونگی روبه رو شدن با گذشته فاجعه بار خواهد بود. یعنی مهم ترین مساله تفکر در افغانستان باید این باشد که آیا ما باید گذشته را فراموش کنیم؟ یعنی تئوری قدرت حاکم را بپذیریم که می گوید ما به دنبال وحدت ملی هستیم پس نباید گذشته ها را به یاد بیاوریم؟ آیا اساسا فراموشی امکان دارد؟ یعنی امری اختیاری است؟ آیا اساسا وقتی فجایع را می بخشیم، پیامدهای اخلاقی و اجتماعی آن برای جامعه چیست؟ یا اگر قرار است بر فرض محال فراموش کنیم آیا می بخشیم؟ بخشایندگان چه کسانی هستند؟ آیا مردمی که بر آنها فاجعه رخ داده باید ببخشند یا رهبران سیاسی و دولتمردان حق بخشایش را دارند؟ در اینجاست که مفاهیم فراموشی و بخشایش نه به عنوان مفاهیم فکری بلکه به عنوان مفاهیم اخلاقی هم به کار می روند.
اگر بخواهیم نگاه انسانی به این مسائل داشته باشیم باید بگوییم که انسان به عنوان موجود یا هستی به یادآورنده، نمی تواند فجایع را فراموش کند و اینجاست که بحثی مانند خاطره جمعی، فراموشی و یا بخشایش مطرح می شود. با این تعریف جامعه فراموشکار جامعه حیوانی است و اساسا فراموشی امر شخصی نیست و بعد اجتماعی دارد و حتی حافظه یا خاطره جمعی در دنیای امروزی جایگاه جهانی دارد و به عنوان ابزار شناخت و معرفت مطرح می شود. به یاد آوردن خاطره یا فراموشی آن یک کنش انسانی است یعنی این که ما چه چیز را باید به یاد آوریم و چه چیز را باید فراموش کنیم؟
در بحث خاطره یا فراموشی ما با سه سطح از خاطره یا فراموشی روبه رو هستیم: فراموشی آسیب شناسانه که مربوط می شود به آثار روحی و روانی فجایع، فراموشی کاربردی بحثی که در رابطه با قربانیان وجود دارد که آیا باید آنها را فراموش کنیم یا نه؟ و فراموشی تحمیلی و یا سیاسی که اساسا از سوی قدرتمندان و دولتمردان به جوامع تحمیل می شود که در افغانستان با این نوع فراموشی روبه رو هستیم. مثلا انجمن تاریخ یا تاریخ تولنه حدود 1700 جلد کتاب تاریخی چاپ کرده اما در این 1700 جلد هرگز ذکری از فجایع نیامده است. از طرف دیگر ما در تاریخ افغانستان با خاطرات تحمیلی هم روبه رو بوده ایم. یعنی تاریخ افغانستان در عین حال که از یک طرف تاریخ سازی تحمیلی بوده از سوی دیگر فراموشی تحمیلی هم بوده است.
اما مفهوم آخر یعنی بخشایش مربوط می شود به بحثی به نام گناه. کارل یاسپرس در کتاب پرسشی به نام گناه آلمانی 4 نوع گناه را دسته بندی می کند: 1- گناه جنایی یعنی کسی که جنایتی را به طور مستقیم انجام داده است مثلا قربانی را به قتل رسانده است. 2- گناه سیاسی که اشاره می کند به رهبران و تصمیم گیرندگانی که فرمان جنایتی را صادر کرده اند. 3- گناه اخلاقی یعنی کسانی که به عنوان مثال قربانیان را فراموش می کنند. 4- گناه متافیزیکی که از نظر یاسپرس گناهانی هستند که اصل انسانیت یا اصل همبستگی انسانی را در جامعه از بنیاد نابود می کند. که ما در قران هم آیه ای داریم که می فرماید: هرکس انسانی را کشته است مانند آن است که جامعه ای را کشته باشد. در اینجا در واقع بحث این نیست که کسی عمدا یا سهوا وارد منازعاتی شده و کسی را کشته بلکه مساله آن است که انسانیت انسان مورد بی احترامی واقع شده است. متفکران معتقدند مساله ای که غیر قابل فراموشی است همان گناه دسته 4 است که انسانیت را زیر سئوال برده یعنی قساوتی که در ذات انسان روا داشته شده است.
حال اگر همین خطوط را ما در افغانستان دنبال کنیم متوجه خواهیم شد که ما چه چیزی را باید به یاد بیاوریم و چه چیزی را باید فراموش کنیم. آیا می توانیم قربانیان را فراموش کنیم؟ آیا می توانیم گناهی را که به اصل انسانیت روا داشته شده است، ببخشیم؟ اگر ببخشیم نتیجه آن برای جامعه چیست؟ مسلما نتیجه همه این فراموشی ها تکرار فاجعه خواهد بود.
سخنران سوم برنامه آقای شیوای شرق با تکیه بر مفهوم هویت، تاریخ افغانستان را تاریخ منسوخ دانست و گفت: در تاریخ منسوخ، ما نگاه کثرت گرایانه نداریم. از ویزگی های این نوع تاریخ این است که نمی تواند همه واقعیت های تاریخی، فرهنگی، انسانی، اجتماعی و کنشی جامعه را نظر به بافت، اقوام و تبارشناسی آن بیان کند. که اگر ما نگاهی به تاریخ افعانستان از تاریخ بیهقی تا سراج التواریخ تا کتابهای کاتب هزاره تا کتاب میر محمد صدیق غبار بیاندازیم که توسط نویسندگان مختلف در دوره های مختلف نوشته شده نظریه تجربه یا وضوح تاریخی در روح این تواریخ وجود ندارد و بدنه گسترده ای از این جامعه که دربرگیرنده ملیت های مختلف، فرهنگ ها و تمدن های مختلف است، حضور ندارند. همه اینها بر می گردد به جبر تاریخی. یعنی ما در طول تاریخ خود با جبر تاریخی رو به رو بوده ایم و متاسفانه اگر ما در 300 سال گذشته هم مورخی داشته ایم تحت تاثیر جبر تاریخی یا اکراه تاریخی قرار گرفته است که این امر تا همین امروز هم ادامه دارد. ما در متن تاریخی خود به دلیل استیلای قدرتهای تمامیت خواه، دیکتاتور و فاشیست دچار سانسور تاریخی شده ایم. خاستگاه سانسور تاریخی و جبر تاریخی در افغانستان قومی و برتری طلبی قومی بوده است. اگر امروز بخواهیم تعریفی از تنش ها، هویت، زبان، یکپارچگی، ملت شدن، دولت شدن و وحدت ملی ارائه دهیم لازم است به لایه های تاریخی خود مراجعه کنیم، اما حداقل در تاریخ 300 ساله اخیر اقوام و ملت های بسیاری حضور ندارند. ما امروز در افغانستان دچار بی هویتی هستیم و برای پاسخگویی به معضل بی هویتی، تاریخ منسوخ و تحریف شده جوابگو نخواهد بود. از این روست که بازخوانی حافظه جمعی از چنین تاریخی امکان پذیر نیست.
از پیامدهای تاریخ منسوخ، یکی افسردگی تاریخی است که مجال پرسشگری و طرح مسائل تاریخی را نمی دهد. دوم روح زمانه حقیقت گرا نمی شود. سوم، فرار از واقعیت هاست و اما مهم ترین پیامد آن نبود دادگاه تاریخی است به گونه ای که امروز تکه داران قومی، رهبران سیاسی و یا کسانی که در چرخه قدرت سیاسی قرار داشته اند، به منشا عدالت، برابری و دادخواهی تبدیل شده اند و بر این اساس است که سعی می شود فاجعه تاریخی در یک جامعه فراموش شود.
اما چه باید کرد؟ باید مدارک و اسناد تاریخی را جمع آوری کنیم و تاریخ را دوباره بنویسیم.
در قسمت پرسش و پاسخ آقای سیدجواد دروازیان از هر کدام از سخنرانان یک سئوال پرسید که آقای بودا در پاسخ به این سئوال که: ما در طول تاریخ در قسمت هایی با فراوانی خاطره روبه رو هستیم و در قسمت هایی با نبود خاطره، به ویژه اینکه زنان هرگز در این تاریخ حضور نداشته اند، این کنترل خاطره را شما چگونه معنی می کنید؟ گفت: مفهوم کنترل خاطره را من سیاستگذاری خاطره می گویم که اغلب از سوی سیاستمداران اتفاق می افتد و در مورد افغانستان هم همین امر اتفاق افتاده است.
آقای یزدانی در پاسخ به سئوال دوم که چرا در افغانستان تاریخ اجتماعی نداریم؟ گفت: تاریخ نویسی در افغانستان سابقه زیادی ندارد و در مراحل بسیار ابتدایی است. هرچه اندیشه و فکر مردم افغانستان رشد کند، تاریخ هم رشد خواهد کرد. تاریخ زمانی ارزش پیدا می کند که واقعیت ها را انعکاس دهد. در حالی که تاریخ افغانستان بیشتر روی افراد و حاکمان تمرکز یافته و عامه مردم مثل زنان افغانستان در وقایع حضور ندارند.
آقای شیوا شرق نیز در پاسخ به این سئوال که شما بر قبیله گرایی در 300 سال اخیر تاکید می کنید در حالی که ما با چنین پدیده ای پیش از آن نیز روبه رو بوده ایم، گفت: قبل از 300 سال تاریخ ما کمتر دچار سانسور بوده، یعنی به ندرت تحریف و یا حقیقت زدایی داشتیم. اما از 300 سال به این طرف ما هژمون و برتری طلبی قومی داشته ایم. اما به طور کل باید در نظر داشت که روح تاریخ ما روح مردسالار است و ادبیات ما ادبیات مذکر است برای همین است که ما در طول تاریخ نشانی از زنان نمی بینیم.
در انتهای برنامه دو تن از شرکت کنندگان نیز از شیوه برخورد غیر صادقانه سخنرانان با این بحث انتقاد کردند. مجیب مهرداد گفت: علی رغم اینکه شما از عدم صداقت تاریخ رسمی افغانستان صحبت کردید اما همه مثالهایی که ارائه دادید همگی حکایت گر ظلم قوم برتر در افغانستان بوده و از مظالمی که بر همین قوم رفته است شما هیچ بر زبان نیاوردید. همین امروز این قوم بیشترین قربانیان را در جنگ افغانستان دارد. زنان این قوم از محروم ترین زنان این کشور هستند. همانگونه که از قتل عام عبدالرحمان خان نام می برید باید از حادثه دشت لیلی هم یاد کنید.
خانم دکتر عالمه هم با انتقاد از سخنان آقای یزدانی که از قهرمانی های زنان در دوران جهاد به عنوان افرادی که برای مجاهدین آشپزی می کردند، یاد کرد، گفت: شما همیشه از نقش زنان در دوران جهاد یاد می کنید آن هم با تقلیل دادن نقش آنها به آشپزی و سر دیگ بودن و ... در حالی که زنان افغانستان اولین مخالفان جنگ و اولین بازنده های جنگ در افغانستان بوده و هستند. شما همیشه وقتی می خواهید از زنان یاد کنید از فداکاریهای آنها در دوران جهاد یاد می کنید در حالی که آنها را در گره گاههای حساس و تصمیم گیر فراموش می کنید. فجایعی که بر زنان در دوران طالبان رفت، اساس آن را مجاهدین گذاشتند.
با درود بر همه و سپاس از دوستاني كه لطف كردند و آثارشان را به دبيرخانه جايزه ادبي سيمرغ ارسال نمودند. بالاخره بعد از ماهها مدت ارسال آثار به دبيرخانهي جشنواره به پايان رسيد و 246 تن از دوستان شاعر و نويسنده حدود هفتصد اثرشان را به دبيرخانه جايزه ادبي سيمرغ فرستاده اند.
از اين تعداد 70 نفر از افغانستان، 178 نفر از ايران و 2 نفر از تاجيكستان شركت كننده داريم.
تا چند روز ديگر اسامي داوران جشنواره نيز از طريق همين پايگاه منتشر خواهد شد.
از علاقهمندان و بازديد كنندگان اين پايگاه خواهش ميكنيم با انتشار اين ليست در سايت ها وبلاگهايشان، در اطلاعرساني بهتر به علاقهمندان ادبيات ما را ياري رسانند. موفق و سربلند باشيد.
شركت كنندگان در جشنواره:
افغانستان
اثر - اقبال، اكبري - نيلا، اكبري سراج - محمد تقي، اميني - ابراهيم، اندرابی - ثناو الله، ايرج - شهباز، بارز - سید نقیب الله، باقری - سید نور آغا، بزرگمهر - حبيب، پژمان - همايون، پژمان - نعمت الله، پگاهي - انجيلا، پويامك - امان، تميم حميد - دوست، جبلی - عبد اللطیف، جمالی - سید شکیب الله، جويا - صلاح الدين، حسين زاده - زهرا، حكيمي - آثارالحق، حيدري - فريبا، حیران، خاکسار - عبد الولی، خاور - سيد جاويد، دهقان - سید عبد الکریم، ديبا - حليمه، راعون - محمد هارون، رجايي - محمدسرور، زاهدي - زهرا، ساحل - الهه، سجادي - فاطمه، سرباز - مهدي، سعادت پنجشيري - عبدالاحد، سيرت - سهراب، شاعف - نجم الدین، شهابي - علاوالدين، صاعد - خیر الدین، عالم - زيبا، عباسي - بلقيس، عبیر - نگهت الله، علوي - الياس، علي پور - حكيم، غزالي - بشيراحمد، فاضل - ذكي، فايز - محمد اسحاق، قاموس - محمد قاسم، كريمي استالفي - لطيف، کاظمی - ذبیح الله، ماهر - عبد المحمود، مبتكر - شيده، مجير - وهاب، محمدي - سكينه، محمدي - موسي، محمدي-محمد امين، منيب-امرالله، مهرداد-مجيب، موحید -عبد الباقی، موسوي-احمد، موسوي-سيد علي، موسوي-معصومه، مونس-جواد، ميزرايي-امان الله، نایل-نادیه، نبي زاده-لينا، نورالعين-نورالعين، واحديار-افسانه، ولي رحم كيان-متولي، مهرگان-ناهيد، يمام-احمد مسعود
ايران
ابري-ماندنا (راضيه)، ابوحمزه-محمد حسن، احمدي پور-مژگان، احمدي پور-مژگان، اختصاري-فاطمه، اخواني پارچه-فاطمه، ارتجايي-نسرين، ارشدي-مينا، اسد نوقابي-سمانه، اسماعيلي-فرشاد، اسماعيلي-عابد، انصاري پور-نازيلا، ايزدي فر-علي رضا، آتي-اميد، آذرآيين-قباد، آرمند-سيامك، آرمين-محمود رضا، آزادي -زيبا، آسياباني-محمد، بازيار-سيما، باستاني-صديقه، باقرپور-مرضيه، باقری-ارسلان، بختياري-سامان، برزكار-حميد رضا، برزگر-محمد، بهادري-بهزاد، بهرام بيگي-شيوا، بهرام زاده-سارا، بهرام زاده-سارا، بهرامي بيرگاني-حبيب الله، بهرامي بيرگاني-شبنم، بهزادي-ساناز، بهشتی-ساناز، بي باك-احمد، بيرانوند-احمد، بيك محمدي-عباس، پناهي-فرشته، پور عاطف-عبدالرزاق، پور علي زاده-آرش، پور قربان-زهرا، ترنج-مريم، توتنچي-شاهين، توراني-يزدان، توفيقي-مصطفي، تیکنی-امیر حسین، جامي-مريم، جهاندار- مهدي، جديدي نژاد-محمد حسن، جعفري-نسيم، جعفري -حميد، جعفري حسيني-سيد محمد امين، جعفري قهفرخي-ليلا، جلوداریان-سارا، جوكار-مرضيه، چيت ساز-ايمان، حاجی کریمیان- رامین، حسين پناهي-صلاح الدين، حسيني-زينب، حسيني-سيده صديقه، حسيني طباطبايي-راضيه، حسيني مقدم-اسما، حسيني مقدم-جاويد، حسيني مقدم-محمد، حقيقت -مريم، حقيقت -مريم، حكت نيا-ليلا، حكمت-فرشته، حياتي-محمد، حيدري-الهام، خسروي مقدم-اميرخسرو، خسروی-امید ، خليل مركيه-حميده، خياباني-رسول، داراب-حامد، دهقان نيري-فاطمه، راضي-مهدي، رحمتي-حامد، رحمتي-حامد، رشنوي-خليل، روئينا-خليل، رياحي-مرجان، زارع-احسان، زارع -احسان، زارع ثانی-ساناز، زاغ زيان-پروانه، زرهي-حسن، زهيري -مهسا، سادات علويان-ريحانه، سالاري-فرزانه، سامانه-زهرا، سبحانيان-اعظم، ستوده-مرضيه، سعدآبادي-مجيد، سلحشور-مهدي، سلطاني-محسن، سلطاني سروستاني-محمد صالح، سليماني-علي، شجاعي سعدي-مونا، شریعت-ذوالفقار، شعباني-محمد، شفاعت پناهي-علي، شفيع آبادي-علي، شكربيگي-حسين، شهرياري-فرخنده، شوشتري-مرضيه، شیبانی اصل-رضا، صابري-بانو، صادقي نصب-عميد، صفار-غلام رضا، ضحاكي-مژگان، طلعت-وحيد، طلوعي-محمد، عابديني-مژگان، عاصي-محسن، عباسي -عزيز، عباسي خودلان-خسرو، عباسي خودلان-مهدي، عبدي-مريم، عرفاني-مرتضي، عظيمي-اصغر، عظيمي مورچه خورتي-مهدي، علوي فرد-يحي، علي بيكي-اكبر، غزللو-اصلان، فردوسي-علي، فرزانه-مريم، فرقه-نيما، فرهودي-ويدا، فروغي-افسون، فريس آبادي-بنفشه، فلاح نيا-محمد، فولادي-زهرا، قاسمي-حميد، قبادي-مهدي، قطب-فاطمه، قنواتي-اسماعيل، قنواتی-الیاس، كاسبي-حيدر، كامراني -شراره، كاوسي فر-ندا، كتف-سمير، كرمي-علي، كرمي -فاطمه، كلهر-عزيز، كهنسال-نسيم، كيان تاكندي-نرگس، كيانپور-معصومه(الهام)، كيوانلو شهرستانكي-محمدرضا، کِلیدری-جواد، کیانی-جلال، گلي-محمد، گلي-مليكا، گوهري-طيبه، لبش-علي رضا، محمدزاده-حبیب، محمدي-روح الله (ماني)، محمدي-مصطفي، محمدی- روح الله (مانی)، مرادي -غزل، مرتضي وند-اكرم، مزارعي-الهام، مصطفوي-خشايار، مظفري راد-مجتبي، مقدسي-زهرا، مهدوي -حسام الدين، مهرابي-عاليه، مهراني-زينب، موذن-عارفه، موسوي-سيد مهدي، ميرزائي-نبي، میرآقایی-سید مهدی ، نيك سرشت-مجتبي، ولي زاده-ميخوش، ياوري راد-مجتبي، يدالهي-علي محمد
تاجيكستان
طاهري-گلناز، نورزاد-نورعلي
/*]]-->مدت ارسال آثار به دبير خانه جايزه ادبي سيمرغ تا 17 جدی/دی 6 January 2010)) تمديد شد.
جايزه ادبي سيمرغ از طرف داوران بنياد آرمان شهر به سه اثر ادبي برتر اعطا خواهد شد.
چگونه در مسابقه ادبي سيمرغ شركت كنيد:
قطعه ادبي، روايت، خاطر، قصه، داستان كوتاه (بين ده تا سي صفحه حد اكثر) و يا شعر(حد اكثر سه شعر) خود را در باره و يا با الهام از موضوعات زير براي شركت در مسابقه به ما ارسال كنيد:
قرباني: آسيب ديدگان نا بساماني و درگيري ها و جنگهاي دوره اخير
شكنجه: آزار هاي جسمي، جنسي، روحي و اجتماعي
نفي جنگ: خشونت و نظامي گري
اثر ادبي خود را ترجيحاً بصورت تايپ شده همراه با ديسك و يا خوش خط و خوانا، و يا از طريق پست الكترونيكي تا تاريخ (17 جدي/ دي 1388) به آدرس هاي زير، و با پر كردن فورم همراه، ارسال كنيد:
نام ( و يا نام قلمي):/ نام خانوادگي: / تاريخ تولد: /جنسیت: /شغل: /تلفن: / آدرس الكترونيكي:
براي اطلاعات بيشتر يا به وبلاگ جشنواره سري بزنيد يا با ما در تماس شويد:
jayeza.simorgh@gmail.com
تلفن: 775321697 (0)0093 و700427244(0)0093
وبلاگ: http://jayezasimorgh.blogfa.com
http://www.ghatreh.com/news/4130051.html
http://www.rahenejatdaily.com/1296/88080631.html
كتاب نيوز: http://www.ketabnews.com/
بانك فراخوان هاي ادبي: http://farakhan.mihanblog.com/
انجمن قلم افغانستان: http://www.afghanpen.blogfa.